فولاد، با نسبت استحکام به وزن استثنایی، شکلپذیری، سرعت ساخت و توانایی پوشش مسافتهای زیاد، بیش از یک قرن است که سنگ بنای مهندسی پل بوده است. پل فولادی سازهای است که از فولاد به عنوان ماده اصلی برای عناصر اصلی باربر خود، مانند تیرها، خرپاها، قوسها یا کابلها استفاده میکند. اجزای اساسی هر پلی عبارتند از: روسازه (همه چیز بالای تکیهگاهها، که بار را حمل میکند) و زیرسازه (پایهها و کولهها که بار را به زمین منتقل میکنند). عرشه پل بخش مهمی از روسازه است. این سطح فیزیکی است که مستقیماً از ترافیک - اعم از وسایل نقلیه، ریلی یا عابر پیاده - پشتیبانی میکند و بارهای زنده را به عناصر سازهای اصلی زیر توزیع میکند.
انتخاب سیستم عرشه بسیار مهم است، زیرا به طور قابل توجهی بر وزن کلی پل، دوام، الزامات نگهداری، روش ساخت و در نهایت، هزینه چرخه عمر آن تأثیر میگذارد. در پلهای فولادی، عرشه باید به طور همافزا با چارچوب فولادی کار کند، که اغلب منجر به طرحهای کامپوزیت بسیار کارآمد میشود. بیایید به دنیای پلهای فولادی بپردازیم، انواع مختلف عرشههای پل مورد استفاده را بررسی کنیم و یک بررسی دقیق از عرشه پل فولادی ارائه دهیم و مزایای متمایز آن را برجسته کنیم. علاوه بر این، استانداردهای طراحی اروپایی را که بر این سازهها حاکم است، روشن میکند و اصول و سناریوهای کاربردی معمولی آنها را شرح میدهد.
قبل از تمرکز بر عرشه، درک سیستمهای سازهای اصلی پلهای فولادی ضروری است، زیرا انتخاب عرشه اغلب با فرم سازهای اصلی به هم وابسته است.
عرشه پل «سطح کار» پل است. انتخاب آن یک تصمیم طراحی حیاتی است. موارد زیر انواع اصلی عرشههای پل هستند که همراه با روسازههای فولادی استفاده میشوند.
1. عرشههای دال بتنی
دالهای بتنی به دلیل هزینه نسبتاً کم، مقاومت فشاری بالا و دوام، متداولترین نوع عرشه پل در سراسر جهان هستند.
دال بتنی مسلح ریخته شده در محل (CIP): این شامل ساخت قالببندی روی تیرهای فولادی، قرار دادن آرماتور و ریختن بتن در محل است. این یک روش همه کاره است اما زمانبر و وابسته به آب و هوا است. این یک سطح سفت و بادوام ایجاد میکند اما وزن مرده قابل توجهی را به سازه اضافه میکند.
عرشههای دال بتنی پیشساخته: پانلهای بتنی پیشساخته در یک محیط کنترلشده خارج از محل تولید میشوند، به محل حمل میشوند و روی تیرهای فولادی قرار میگیرند. این روش زمان ساخت در محل را به شدت کاهش میدهد. سپس درزهای بین پانلها با دوغاب یا بتن پر میشوند تا تداوم تضمین شود. این کنترل کیفیت بهتری را ارائه میدهد اما به تولید و جابجایی دقیق نیاز دارد.
عرشههای بتنی پیشتنیده: این عرشهها شامل تاندونهای با استحکام بالا هستند که کشیده میشوند و تنشهای فشاری را به بتن وارد میکنند تا با تنشهای کششی ناشی از بارها مقابله کنند. آنها در کاربردهای پیشساخته و CIP استفاده میشوند و امکان دهانههای طولانیتر بین تیرها و کاهش ضخامت دال را فراهم میکنند.
2. عرشه کامپوزیت (دال بتنی روی تیرهای فولادی)
این استدلالاً متداولترین و کارآمدترین سیستم برای پلهای تیرآهنی بزرگراهی مدرن است. عرشه کامپوزیت یک ماده مجزا نیست، بلکه یک عمل سازهای است. این شامل اتصال مکانیکی دال بتنی به فلنج بالایی تیرهای فولادی با استفاده از مهارهای برشی است. هنگامی که بتن سخت شد، دال و تیرها به عنوان یک واحد یکپارچه عمل میکنند.
چگونه کار میکند: زیر بار، دال بتنی، که در فشار عالی است، به عنوان فلنج فشاری بالایی یک تیر T کامپوزیت عمیق عمل میکند، در حالی که تیر فولادی در درجه اول در برابر کشش مقاومت میکند. این عمل همافزا منجر به یک سیستم بسیار سفتتر و قویتر میشود تا زمانی که دو جزء به طور مستقل عمل کنند.
مزایا: عملکرد کامپوزیت امکان استفاده از تیرهای فولادی کمعمقتر و سبکتر را برای همان دهانه فراهم میکند و هزینههای مواد و اندازه فونداسیون را کاهش میدهد. این بهینه از مقاومت فشاری بتن و مقاومت کششی فولاد استفاده میکند.
3. عرشه فولادی ارتوتروپیک
این یک سیستم عرشه بسیار تخصصی و کارآمد است که در آن خود صفحه عرشه یک جزء یکپارچه و باربر از سازه فولادی اصلی است. اصطلاح «ارتوتروپیک» به معنای داشتن خواص سفتی متفاوت در جهتهای عمود بر هم است. یک عرشه ارتوتروپیک از یک صفحه فولادی صاف (معمولاً 12-20 میلیمتر ضخامت) تشکیل شده است که در زیر توسط یک شبکه از دندههای طولی (ذوزنقهای، ناودانی یا لامپی شکل) و تیرهای عرضی عرضی تقویت شده است که توسط تیرهای اصلی پشتیبانی میشوند.
ساختار:
صفحه عرشه: صفحه بالایی که بارهای چرخ مستقیم را دریافت میکند.
دندههای طولی: اینها موازی با جهت ترافیک هستند و بین تیرهای عرضی عرضی قرار دارند. آنها بارهای چرخ محلی را در طول دهانه توزیع میکنند.
تیرهای عرضی عرضی: اینها عمود بر ترافیک هستند و از انتهای دندهها پشتیبانی میکنند و بار را به تیرهای اصلی منتقل میکنند. آنها معمولاً 3-4 متر از هم فاصله دارند.
سطح پوششی: یک ماده سطحی نازک و بادوام (به عنوان مثال، آسفالت ماستیک یا آسفالت اپوکسی تخصصی) روی صفحه عرشه فولادی اعمال میشود تا یک سطح سواری صاف ایجاد کند، از فولاد در برابر خوردگی محافظت کند و بارهای چرخ را توزیع کند.
4. عرشه فولادی مشبک باز
این عرشه از میلههای فولادی یا مقاطع I که در یک الگوی شبکهای مستطیلی یا مورب به هم جوش داده شدهاند، ساخته شده است و یک مش باز ایجاد میکند. سبک وزن است و به آب، برف و زباله اجازه میدهد تا از آن عبور کنند.
کاربردها: عمدتاً در پلهای متحرک (پلهای باسکول، پلهای بالابر) که در آن حداقل وزن حیاتی است و در جادههای فرعی یا پلهای دسترسی صنعتی استفاده میشود. ماهیت باز آن باعث میشود که برای بزرگراههای پرسرعت به دلیل کیفیت سواری ضعیف و سر و صدا نامناسب باشد و میتواند در صورت خیس یا یخی بودن لغزنده باشد.
5. عرشه چوبی
در حالی که در پلهای فولادی مدرن بزرگ کمتر رایج است، عرشههای چوبی در پلهای عابر پیاده، پلهای روستایی یا به دلایل زیباییشناختی در تنظیمات پارک استفاده میشوند. آنها سبک وزن و کار با آنها آسان هستند اما محدودیتهایی در استحکام، دوام و مقاومت در برابر آتش دارند.
6. عرشههای پیشرفته و هیبریدی
عرشههای پلیمر تقویتشده با الیاف (FRP): یک نوآوری مدرن، عرشههای FRP از مواد کامپوزیت (الیاف شیشه یا کربن در یک ماتریس پلیمری) ساخته شدهاند. آنها فوقالعاده سبک وزن (حدود 20٪ وزن بتن)، مقاوم در برابر خوردگی هستند و میتوانند به سرعت با استفاده از پانلهای پیشساخته بزرگ نصب شوند. هزینه اولیه بالای آنها مانعی برای پذیرش گسترده است، اما آنها برای جایگزینی سریع پل و در محیطهای خورنده در حال افزایش هستند.
عرشههای هیبریدی: اینها مواد را برای بهینهسازی عملکرد ترکیب میکنند. به عنوان مثال، یک شبکه فولادی پر شده با بتن، مقاومت کششی شبکه را با مقاومت فشاری و جرم بتن ترکیب میکند و یک سیستم کامپوزیت سبک وزن اما قوی ایجاد میکند.
در میان تمام انواع عرشه، عرشه فولادی ارتوتروپیک به دلیل مجموعه منحصربهفردی از مزایا، بهویژه در کاربردهای خاص و پرتقاضا، برجسته است. مزایای آن زمانی که مستقیماً با عرشههای بتنی و کامپوزیت معمولی مقایسه میشود، آشکارتر است.
1. فوقالعاده سبک وزن:
این مهمترین مزیت آن است. یک عرشه ارتوتروپیک تقریباً 20-30٪ وزن یک دال بتنی مسلح معادل را دارد. این کاهش شدید در بار مرده یک اثر مثبت آبشاری دارد:
کاهش مواد در تیرهای اصلی: عرشه سبکتر به معنای تیرهای اصلی کوچکتر، سبکتر و ارزانتر است.
فونداسیونهای کوچکتر: کل بار روی پایهها و کولهها کاهش مییابد که منجر به فونداسیونهای کوچکتر و اقتصادیتر میشود.
عملکرد لرزهای بهبود یافته: جرم کمتر منجر به نیروهای اینرسی لرزهای کوچکتر میشود و سازه را در مناطق زلزلهخیز ایمنتر میکند.
2. ظرفیت باربری و راندمان بالا:
طراحی ارتوتروپیک یک ساختار بسیار زائد و کارآمد ایجاد میکند. سیستم چند سطحی (صفحه عرشه -> دندهها -> تیرهای عرضی -> تیرهای اصلی) بارهای چرخ متمرکز را به طور موثر در یک منطقه بزرگ توزیع میکند. این باعث میشود که برای وزن خود فوقالعاده قوی باشد و به آن اجازه میدهد بارهای زنده بسیار سنگینی را حمل کند، مانند بارهای ناشی از ترافیک متراکم کامیون یا راهآهن.
3. مناسب برای دهانههای طولانی و پلهای متحرک:
ماهیت سبک وزن برای پلهای دهانه بلند (کابلی و معلق) ضروری است. در اینجا، وزن عرشه یک عامل طراحی غالب است. یک عرشه سنگینتر به مقادیر عظیمی و غیرعملی فولاد در کابلها، برجها و لنگرگاهها نیاز دارد. برای پلهای متحرک، به حداقل رساندن وزن برگ متحرک برای اندازه، مصرف انرژی و هزینه سیستم عامل مکانیکی بسیار مهم است.
4. ساخت و پیشساخت سریع:
بخشهای بزرگ عرشههای ارتوتروپیک را میتوان به طور کامل در یک محیط کارخانه کنترلشده ساخت، رنگآمیزی و حتی سطحبندی کرد. سپس این ماژولهای عظیم را میتوان به محل حمل کرد و در جای خود بلند کرد، که به طور قابل توجهی روند ساخت را تسریع میکند، کنترل کیفیت را بهبود میبخشد و اختلال ترافیکی را به حداقل میرساند.
5. دوام و طول عمر:
یک عرشه فولادی ارتوتروپیک که به درستی طراحی، ساخته، محافظت (با سیستمهای پوشش با کارایی بالا) و نگهداری شود، میتواند عمر سرویس بسیار طولانی داشته باشد. نگرانیهای اصلی - خستگی و خوردگی - به خوبی درک شدهاند و میتوان آنها را از طریق جزئیات دقیق، روشهای جوشکاری و سیستمهای حفاظتی کاهش داد.
6. عمق ساخت و ساز کم:
کل سیستم ارتوتروپیک نسبتاً نازک است، که یک مزیت اصلی در موقعیتهایی با محدودیتهای ارتفاع عمودی سخت، مانند محیطهای شهری یا زمانی که افزایش پروفیل جاده نامطلوب است.
مقایسه با عرشههای بتنی:
در حالی که یک دال بتنی در هزینه مواد اولیه ارزانتر است، وزن سنگین آن هزینههای قابل توجهی را در جاهای دیگر (تیرها و فونداسیونهای بزرگتر) تحمیل میکند. همچنین ساخت آن در محل کندتر است. عرشه ارتوتروپیک، با هزینه ساخت اولیه بالا، در زمینه چرخه عمر کامل برای پلهای دهانه بلند، متحرک یا سریعساخت که در آن مزایای وزن و پیشساخت آن به طور کامل مورد استفاده قرار میگیرد، از نظر اقتصادی برتر است.
در اروپا، طراحی پلها، از جمله انتخاب و جزئیات عرشههای پل، توسط مجموعهای یکپارچه از کدهای شناخته شده به عنوان یوروکدها اداره میشود. استاندارد مربوطه برای طراحی پل EN 1990 تا EN 1999 است، که EN 1993 (طراحی سازههای فولادی) و EN 1994 (طراحی سازههای فولادی و بتنی کامپوزیت) برای پلهای فولادی بسیار مهم هستند.
ایمنی سازهای: حفاظت در برابر فروریختن و تغییر شکل بیش از حد.
قابلیت سرویسدهی: اطمینان از عملکرد رضایتبخش سازه در استفاده عادی.
دوام: اطمینان از عمر سرویس مورد نیاز با نگهداری مناسب.
مقاومت در برابر آتش: اطمینان از عملکرد کافی در صورت آتشسوزی.
برای پلها، بخشهای کلیدی یوروکد عبارتند از:
EN 1990 (مبانی طراحی سازهای): اصول اساسی، حالتهای حدی و ترکیبات بار را تعریف میکند.
EN 1991 (اقدامات روی سازهها): بارها (مرده، زنده، باد، برف، حرارتی، ترافیک و غیره) را مشخص میکند.
EN 1992 تا EN 1999: قوانین طراحی را برای مواد مختلف (بتن، فولاد، کامپوزیت، چوب و غیره) ارائه میدهد.
انتخاب یک سیستم عرشه تحت استانداردهای یوروکد تصمیمی است که بر اساس یک تجزیه و تحلیل جامع با در نظر گرفتن ایمنی، اقتصاد و زمینه ( «پارامترهای تعیینکننده» که در EN 1990 مشخص شدهاند) گرفته میشود. طرحهای مطابق با یوروکد یک راهحل واحد را تجویز نمیکنند، بلکه چارچوبی را برای ارزیابی گزینههای مختلف ارائه میدهند.
پلهای کابلی و معلق با دهانه بلند: پلهای نمادین اروپایی مانند پل Millau Viaduct (فرانسه) یا پل Øresund (دانمارک/سوئد) از عرشههای ارتوتروپیک برای مدیریت بار مرده بحرانی استفاده میکنند.
پلهای متحرک: پلهای باسکول و نوسانی در سراسر آبراهها و بنادر اروپایی به عرشههای ارتوتروپیک متکی هستند تا جرم عناصر متحرک را به حداقل برسانند.
بازسازی پل و کاهش وزن: هنگام تقویت یا جایگزینی یک پل موجود با محدودیتهای وزن، یک عرشه ارتوتروپیک اغلب تنها گزینه مناسب برای افزایش ظرفیت بار زنده بدون اصلاح زیرساخت است.
ساخت پل تسریعشده (ABC): برای پروژههایی که در آن به حداقل رساندن اختلال ترافیکی در اولویت قرار دارد (به عنوان مثال، در مناطق شهری متراکم یا در کریدورهای حمل و نقل حیاتی)، پیشساخت پانلهای عرشه ارتوتروپیک بزرگ آن را به یک انتخاب جذاب تحت اصول ارزیابی چرخه عمر یوروکد تبدیل میکند.
موقعیتهای محدودیت ارتفاع عمودی سخت: عمق کم آن یک عامل تعیینکننده است.
انتخاب عرشه پل برای یک پل فولادی یک تصمیم پیچیده و چندوجهی است که در قلب مهندسی پل قرار دارد. از دال بتنی کامپوزیت معمولی و مستحکم گرفته تا عرشه فولادی ارتوتروپیک بسیار تخصصی و کارآمد، هر سیستم مجموعهای منحصربهفرد از خواص را ارائه میدهد که متناسب با نیازهای خاص است. در حالی که عرشههای بتنی و کامپوزیت به اکثر پلهای استاندارد به خوبی خدمت میکنند، عرشه فولادی ارتوتروپیک به عنوان یک پیروزی از نوآوری مهندسی ظاهر میشود. نسبت استحکام به وزن بینظیر آن، غیرممکن را ممکن میسازد و دهانههای نفسگیر پلهای معلق و عملکرد کارآمد پلهای متحرک را امکانپذیر میکند.
استانداردهای طراحی اروپایی، که در یوروکدها تجسم یافتهاند، یک چارچوب دقیق، علمی و جامع برای اتخاذ این تصمیمات حیاتی ارائه میدهند. آنها اطمینان میدهند که صرف نظر از نوع عرشه انتخاب شده - چه دال کامپوزیت مقرون به صرفه برای یک گذرگاه منطقهای یا عرشه ارتوتروپیک پیچیده برای یک گذرگاه برجسته - سازه نهایی در طول کل چرخه عمر خود ایمن، قابل سرویسدهی، بادوام و از نظر اقتصادی قابل دوام است. تکامل مداوم مواد و روشهای طراحی، که توسط این استانداردها هدایت میشود، پلهای فولادی حتی کارآمدتر و انعطافپذیرتری را برای آینده نوید میدهد، که عرشه پل همچنان یک عنصر اصلی عملکرد و موفقیت آنها باقی میماند.
فولاد، با نسبت استحکام به وزن استثنایی، شکلپذیری، سرعت ساخت و توانایی پوشش مسافتهای زیاد، بیش از یک قرن است که سنگ بنای مهندسی پل بوده است. پل فولادی سازهای است که از فولاد به عنوان ماده اصلی برای عناصر اصلی باربر خود، مانند تیرها، خرپاها، قوسها یا کابلها استفاده میکند. اجزای اساسی هر پلی عبارتند از: روسازه (همه چیز بالای تکیهگاهها، که بار را حمل میکند) و زیرسازه (پایهها و کولهها که بار را به زمین منتقل میکنند). عرشه پل بخش مهمی از روسازه است. این سطح فیزیکی است که مستقیماً از ترافیک - اعم از وسایل نقلیه، ریلی یا عابر پیاده - پشتیبانی میکند و بارهای زنده را به عناصر سازهای اصلی زیر توزیع میکند.
انتخاب سیستم عرشه بسیار مهم است، زیرا به طور قابل توجهی بر وزن کلی پل، دوام، الزامات نگهداری، روش ساخت و در نهایت، هزینه چرخه عمر آن تأثیر میگذارد. در پلهای فولادی، عرشه باید به طور همافزا با چارچوب فولادی کار کند، که اغلب منجر به طرحهای کامپوزیت بسیار کارآمد میشود. بیایید به دنیای پلهای فولادی بپردازیم، انواع مختلف عرشههای پل مورد استفاده را بررسی کنیم و یک بررسی دقیق از عرشه پل فولادی ارائه دهیم و مزایای متمایز آن را برجسته کنیم. علاوه بر این، استانداردهای طراحی اروپایی را که بر این سازهها حاکم است، روشن میکند و اصول و سناریوهای کاربردی معمولی آنها را شرح میدهد.
قبل از تمرکز بر عرشه، درک سیستمهای سازهای اصلی پلهای فولادی ضروری است، زیرا انتخاب عرشه اغلب با فرم سازهای اصلی به هم وابسته است.
عرشه پل «سطح کار» پل است. انتخاب آن یک تصمیم طراحی حیاتی است. موارد زیر انواع اصلی عرشههای پل هستند که همراه با روسازههای فولادی استفاده میشوند.
1. عرشههای دال بتنی
دالهای بتنی به دلیل هزینه نسبتاً کم، مقاومت فشاری بالا و دوام، متداولترین نوع عرشه پل در سراسر جهان هستند.
دال بتنی مسلح ریخته شده در محل (CIP): این شامل ساخت قالببندی روی تیرهای فولادی، قرار دادن آرماتور و ریختن بتن در محل است. این یک روش همه کاره است اما زمانبر و وابسته به آب و هوا است. این یک سطح سفت و بادوام ایجاد میکند اما وزن مرده قابل توجهی را به سازه اضافه میکند.
عرشههای دال بتنی پیشساخته: پانلهای بتنی پیشساخته در یک محیط کنترلشده خارج از محل تولید میشوند، به محل حمل میشوند و روی تیرهای فولادی قرار میگیرند. این روش زمان ساخت در محل را به شدت کاهش میدهد. سپس درزهای بین پانلها با دوغاب یا بتن پر میشوند تا تداوم تضمین شود. این کنترل کیفیت بهتری را ارائه میدهد اما به تولید و جابجایی دقیق نیاز دارد.
عرشههای بتنی پیشتنیده: این عرشهها شامل تاندونهای با استحکام بالا هستند که کشیده میشوند و تنشهای فشاری را به بتن وارد میکنند تا با تنشهای کششی ناشی از بارها مقابله کنند. آنها در کاربردهای پیشساخته و CIP استفاده میشوند و امکان دهانههای طولانیتر بین تیرها و کاهش ضخامت دال را فراهم میکنند.
2. عرشه کامپوزیت (دال بتنی روی تیرهای فولادی)
این استدلالاً متداولترین و کارآمدترین سیستم برای پلهای تیرآهنی بزرگراهی مدرن است. عرشه کامپوزیت یک ماده مجزا نیست، بلکه یک عمل سازهای است. این شامل اتصال مکانیکی دال بتنی به فلنج بالایی تیرهای فولادی با استفاده از مهارهای برشی است. هنگامی که بتن سخت شد، دال و تیرها به عنوان یک واحد یکپارچه عمل میکنند.
چگونه کار میکند: زیر بار، دال بتنی، که در فشار عالی است، به عنوان فلنج فشاری بالایی یک تیر T کامپوزیت عمیق عمل میکند، در حالی که تیر فولادی در درجه اول در برابر کشش مقاومت میکند. این عمل همافزا منجر به یک سیستم بسیار سفتتر و قویتر میشود تا زمانی که دو جزء به طور مستقل عمل کنند.
مزایا: عملکرد کامپوزیت امکان استفاده از تیرهای فولادی کمعمقتر و سبکتر را برای همان دهانه فراهم میکند و هزینههای مواد و اندازه فونداسیون را کاهش میدهد. این بهینه از مقاومت فشاری بتن و مقاومت کششی فولاد استفاده میکند.
3. عرشه فولادی ارتوتروپیک
این یک سیستم عرشه بسیار تخصصی و کارآمد است که در آن خود صفحه عرشه یک جزء یکپارچه و باربر از سازه فولادی اصلی است. اصطلاح «ارتوتروپیک» به معنای داشتن خواص سفتی متفاوت در جهتهای عمود بر هم است. یک عرشه ارتوتروپیک از یک صفحه فولادی صاف (معمولاً 12-20 میلیمتر ضخامت) تشکیل شده است که در زیر توسط یک شبکه از دندههای طولی (ذوزنقهای، ناودانی یا لامپی شکل) و تیرهای عرضی عرضی تقویت شده است که توسط تیرهای اصلی پشتیبانی میشوند.
ساختار:
صفحه عرشه: صفحه بالایی که بارهای چرخ مستقیم را دریافت میکند.
دندههای طولی: اینها موازی با جهت ترافیک هستند و بین تیرهای عرضی عرضی قرار دارند. آنها بارهای چرخ محلی را در طول دهانه توزیع میکنند.
تیرهای عرضی عرضی: اینها عمود بر ترافیک هستند و از انتهای دندهها پشتیبانی میکنند و بار را به تیرهای اصلی منتقل میکنند. آنها معمولاً 3-4 متر از هم فاصله دارند.
سطح پوششی: یک ماده سطحی نازک و بادوام (به عنوان مثال، آسفالت ماستیک یا آسفالت اپوکسی تخصصی) روی صفحه عرشه فولادی اعمال میشود تا یک سطح سواری صاف ایجاد کند، از فولاد در برابر خوردگی محافظت کند و بارهای چرخ را توزیع کند.
4. عرشه فولادی مشبک باز
این عرشه از میلههای فولادی یا مقاطع I که در یک الگوی شبکهای مستطیلی یا مورب به هم جوش داده شدهاند، ساخته شده است و یک مش باز ایجاد میکند. سبک وزن است و به آب، برف و زباله اجازه میدهد تا از آن عبور کنند.
کاربردها: عمدتاً در پلهای متحرک (پلهای باسکول، پلهای بالابر) که در آن حداقل وزن حیاتی است و در جادههای فرعی یا پلهای دسترسی صنعتی استفاده میشود. ماهیت باز آن باعث میشود که برای بزرگراههای پرسرعت به دلیل کیفیت سواری ضعیف و سر و صدا نامناسب باشد و میتواند در صورت خیس یا یخی بودن لغزنده باشد.
5. عرشه چوبی
در حالی که در پلهای فولادی مدرن بزرگ کمتر رایج است، عرشههای چوبی در پلهای عابر پیاده، پلهای روستایی یا به دلایل زیباییشناختی در تنظیمات پارک استفاده میشوند. آنها سبک وزن و کار با آنها آسان هستند اما محدودیتهایی در استحکام، دوام و مقاومت در برابر آتش دارند.
6. عرشههای پیشرفته و هیبریدی
عرشههای پلیمر تقویتشده با الیاف (FRP): یک نوآوری مدرن، عرشههای FRP از مواد کامپوزیت (الیاف شیشه یا کربن در یک ماتریس پلیمری) ساخته شدهاند. آنها فوقالعاده سبک وزن (حدود 20٪ وزن بتن)، مقاوم در برابر خوردگی هستند و میتوانند به سرعت با استفاده از پانلهای پیشساخته بزرگ نصب شوند. هزینه اولیه بالای آنها مانعی برای پذیرش گسترده است، اما آنها برای جایگزینی سریع پل و در محیطهای خورنده در حال افزایش هستند.
عرشههای هیبریدی: اینها مواد را برای بهینهسازی عملکرد ترکیب میکنند. به عنوان مثال، یک شبکه فولادی پر شده با بتن، مقاومت کششی شبکه را با مقاومت فشاری و جرم بتن ترکیب میکند و یک سیستم کامپوزیت سبک وزن اما قوی ایجاد میکند.
در میان تمام انواع عرشه، عرشه فولادی ارتوتروپیک به دلیل مجموعه منحصربهفردی از مزایا، بهویژه در کاربردهای خاص و پرتقاضا، برجسته است. مزایای آن زمانی که مستقیماً با عرشههای بتنی و کامپوزیت معمولی مقایسه میشود، آشکارتر است.
1. فوقالعاده سبک وزن:
این مهمترین مزیت آن است. یک عرشه ارتوتروپیک تقریباً 20-30٪ وزن یک دال بتنی مسلح معادل را دارد. این کاهش شدید در بار مرده یک اثر مثبت آبشاری دارد:
کاهش مواد در تیرهای اصلی: عرشه سبکتر به معنای تیرهای اصلی کوچکتر، سبکتر و ارزانتر است.
فونداسیونهای کوچکتر: کل بار روی پایهها و کولهها کاهش مییابد که منجر به فونداسیونهای کوچکتر و اقتصادیتر میشود.
عملکرد لرزهای بهبود یافته: جرم کمتر منجر به نیروهای اینرسی لرزهای کوچکتر میشود و سازه را در مناطق زلزلهخیز ایمنتر میکند.
2. ظرفیت باربری و راندمان بالا:
طراحی ارتوتروپیک یک ساختار بسیار زائد و کارآمد ایجاد میکند. سیستم چند سطحی (صفحه عرشه -> دندهها -> تیرهای عرضی -> تیرهای اصلی) بارهای چرخ متمرکز را به طور موثر در یک منطقه بزرگ توزیع میکند. این باعث میشود که برای وزن خود فوقالعاده قوی باشد و به آن اجازه میدهد بارهای زنده بسیار سنگینی را حمل کند، مانند بارهای ناشی از ترافیک متراکم کامیون یا راهآهن.
3. مناسب برای دهانههای طولانی و پلهای متحرک:
ماهیت سبک وزن برای پلهای دهانه بلند (کابلی و معلق) ضروری است. در اینجا، وزن عرشه یک عامل طراحی غالب است. یک عرشه سنگینتر به مقادیر عظیمی و غیرعملی فولاد در کابلها، برجها و لنگرگاهها نیاز دارد. برای پلهای متحرک، به حداقل رساندن وزن برگ متحرک برای اندازه، مصرف انرژی و هزینه سیستم عامل مکانیکی بسیار مهم است.
4. ساخت و پیشساخت سریع:
بخشهای بزرگ عرشههای ارتوتروپیک را میتوان به طور کامل در یک محیط کارخانه کنترلشده ساخت، رنگآمیزی و حتی سطحبندی کرد. سپس این ماژولهای عظیم را میتوان به محل حمل کرد و در جای خود بلند کرد، که به طور قابل توجهی روند ساخت را تسریع میکند، کنترل کیفیت را بهبود میبخشد و اختلال ترافیکی را به حداقل میرساند.
5. دوام و طول عمر:
یک عرشه فولادی ارتوتروپیک که به درستی طراحی، ساخته، محافظت (با سیستمهای پوشش با کارایی بالا) و نگهداری شود، میتواند عمر سرویس بسیار طولانی داشته باشد. نگرانیهای اصلی - خستگی و خوردگی - به خوبی درک شدهاند و میتوان آنها را از طریق جزئیات دقیق، روشهای جوشکاری و سیستمهای حفاظتی کاهش داد.
6. عمق ساخت و ساز کم:
کل سیستم ارتوتروپیک نسبتاً نازک است، که یک مزیت اصلی در موقعیتهایی با محدودیتهای ارتفاع عمودی سخت، مانند محیطهای شهری یا زمانی که افزایش پروفیل جاده نامطلوب است.
مقایسه با عرشههای بتنی:
در حالی که یک دال بتنی در هزینه مواد اولیه ارزانتر است، وزن سنگین آن هزینههای قابل توجهی را در جاهای دیگر (تیرها و فونداسیونهای بزرگتر) تحمیل میکند. همچنین ساخت آن در محل کندتر است. عرشه ارتوتروپیک، با هزینه ساخت اولیه بالا، در زمینه چرخه عمر کامل برای پلهای دهانه بلند، متحرک یا سریعساخت که در آن مزایای وزن و پیشساخت آن به طور کامل مورد استفاده قرار میگیرد، از نظر اقتصادی برتر است.
در اروپا، طراحی پلها، از جمله انتخاب و جزئیات عرشههای پل، توسط مجموعهای یکپارچه از کدهای شناخته شده به عنوان یوروکدها اداره میشود. استاندارد مربوطه برای طراحی پل EN 1990 تا EN 1999 است، که EN 1993 (طراحی سازههای فولادی) و EN 1994 (طراحی سازههای فولادی و بتنی کامپوزیت) برای پلهای فولادی بسیار مهم هستند.
ایمنی سازهای: حفاظت در برابر فروریختن و تغییر شکل بیش از حد.
قابلیت سرویسدهی: اطمینان از عملکرد رضایتبخش سازه در استفاده عادی.
دوام: اطمینان از عمر سرویس مورد نیاز با نگهداری مناسب.
مقاومت در برابر آتش: اطمینان از عملکرد کافی در صورت آتشسوزی.
برای پلها، بخشهای کلیدی یوروکد عبارتند از:
EN 1990 (مبانی طراحی سازهای): اصول اساسی، حالتهای حدی و ترکیبات بار را تعریف میکند.
EN 1991 (اقدامات روی سازهها): بارها (مرده، زنده، باد، برف، حرارتی، ترافیک و غیره) را مشخص میکند.
EN 1992 تا EN 1999: قوانین طراحی را برای مواد مختلف (بتن، فولاد، کامپوزیت، چوب و غیره) ارائه میدهد.
انتخاب یک سیستم عرشه تحت استانداردهای یوروکد تصمیمی است که بر اساس یک تجزیه و تحلیل جامع با در نظر گرفتن ایمنی، اقتصاد و زمینه ( «پارامترهای تعیینکننده» که در EN 1990 مشخص شدهاند) گرفته میشود. طرحهای مطابق با یوروکد یک راهحل واحد را تجویز نمیکنند، بلکه چارچوبی را برای ارزیابی گزینههای مختلف ارائه میدهند.
پلهای کابلی و معلق با دهانه بلند: پلهای نمادین اروپایی مانند پل Millau Viaduct (فرانسه) یا پل Øresund (دانمارک/سوئد) از عرشههای ارتوتروپیک برای مدیریت بار مرده بحرانی استفاده میکنند.
پلهای متحرک: پلهای باسکول و نوسانی در سراسر آبراهها و بنادر اروپایی به عرشههای ارتوتروپیک متکی هستند تا جرم عناصر متحرک را به حداقل برسانند.
بازسازی پل و کاهش وزن: هنگام تقویت یا جایگزینی یک پل موجود با محدودیتهای وزن، یک عرشه ارتوتروپیک اغلب تنها گزینه مناسب برای افزایش ظرفیت بار زنده بدون اصلاح زیرساخت است.
ساخت پل تسریعشده (ABC): برای پروژههایی که در آن به حداقل رساندن اختلال ترافیکی در اولویت قرار دارد (به عنوان مثال، در مناطق شهری متراکم یا در کریدورهای حمل و نقل حیاتی)، پیشساخت پانلهای عرشه ارتوتروپیک بزرگ آن را به یک انتخاب جذاب تحت اصول ارزیابی چرخه عمر یوروکد تبدیل میکند.
موقعیتهای محدودیت ارتفاع عمودی سخت: عمق کم آن یک عامل تعیینکننده است.
انتخاب عرشه پل برای یک پل فولادی یک تصمیم پیچیده و چندوجهی است که در قلب مهندسی پل قرار دارد. از دال بتنی کامپوزیت معمولی و مستحکم گرفته تا عرشه فولادی ارتوتروپیک بسیار تخصصی و کارآمد، هر سیستم مجموعهای منحصربهفرد از خواص را ارائه میدهد که متناسب با نیازهای خاص است. در حالی که عرشههای بتنی و کامپوزیت به اکثر پلهای استاندارد به خوبی خدمت میکنند، عرشه فولادی ارتوتروپیک به عنوان یک پیروزی از نوآوری مهندسی ظاهر میشود. نسبت استحکام به وزن بینظیر آن، غیرممکن را ممکن میسازد و دهانههای نفسگیر پلهای معلق و عملکرد کارآمد پلهای متحرک را امکانپذیر میکند.
استانداردهای طراحی اروپایی، که در یوروکدها تجسم یافتهاند، یک چارچوب دقیق، علمی و جامع برای اتخاذ این تصمیمات حیاتی ارائه میدهند. آنها اطمینان میدهند که صرف نظر از نوع عرشه انتخاب شده - چه دال کامپوزیت مقرون به صرفه برای یک گذرگاه منطقهای یا عرشه ارتوتروپیک پیچیده برای یک گذرگاه برجسته - سازه نهایی در طول کل چرخه عمر خود ایمن، قابل سرویسدهی، بادوام و از نظر اقتصادی قابل دوام است. تکامل مداوم مواد و روشهای طراحی، که توسط این استانداردها هدایت میشود، پلهای فولادی حتی کارآمدتر و انعطافپذیرتری را برای آینده نوید میدهد، که عرشه پل همچنان یک عنصر اصلی عملکرد و موفقیت آنها باقی میماند.